1
اگر شما به عنوان خوش شانس به من، شما، یا شما باید به حال این نسبی فوق العاده (پدربزرگ، عمه و یا دایی شاید) که طول می کشد مراقبت از شما در شیوه ای تقریبا دیوانه وار. مرتب کردن بر اساس فن جان سخت از شما وسواس با شما غذا خوردن است که یکی از شکلات، و یا داشتن که یکی از کتاب یا اسباب بازی یا لباس شما می خواهید. چشم آنها درخشش با تعیین یک فرمان مافوق طبیعی، و ترحم از کسانی که سعی در دخالت!
در صورتی که شما به عنوان خوش شانس به من نیست، من مطمئن هستم که شما هنوز هم می دانم برخی از مردم در این وضعیت، یا حداقل شما می توانید تصور کنید آنچه در آن احساس می کند، به ویژه هنگامی که شما یک کودک است. هنگامی که این نوع از افراد محبوب و سخاوتمندانه رفت، بخشی از غم و اندوه ما رنج می برند با توجه به این واقعیت که با آنها، ما در حال از دست دادن بخشی از خودمان است. اما، در میان چیزهایی را که به ما ترک ها، درس نادر است که بسیار مهم و ارزشمند برای حفظ وجود دارد: عشق بدون قید و شرط نسبت به خودمان است.
روانشناس آلمانی و اجتماعی انسان 233 اریش فروم یک بار اشاره کرد که، به دلایلی، مراقبت از خود در روز تا حدودی "مشکوک" ما تبدیل شده است. گفته می شود، ما در حال زندگی در یک جامعه را با لذت و ارضاء از طریق مسنجر وسواس، اما واقعیت این است که روح از احساس گناه در پشت هر لحظه که به خودمان اختصاص lurks. ما زندگی می کنند تقسیم همیشه به نظر می رسد اگر ما به عنوان نوعی "بهانه نیاز "هر زمان که می خواهید برای مراقبت از خودمان.
به عنوان مثال، آن را به خوبی بر مراقبت از خود تا زمانی که شما صرف پول بزرگ در این روند به نظر می رسید، آن منتقل معنای مثبت از وضعیت اجتماعی، علاوه بر این، گاهی اوقات، پایه، اصلی، رضایت در چهره yer ( "من می توانم مسافرت با قایق تفریحی و استطاعت شما، و نه در هکتار!"). اما، هنگامی که کسانی که لذت بردن ما به بررسی نزدیک تر است، ما متوجه شدیم که، در واقع، آنها در نظر گرفته شده برای خشنود و راضی کردن افراد دیگر، و یا تصویر خود ما را در ارتباط با افراد دیگر، اما نه خصوصی نیازهای خود ما.
عادی زندگی انسان در قایق بادبانی نیست و در مورد ارزان، ساده تر، زندگی روزمره، استانداردهای قابل قبول برای ارضاء خود به نظر می رسد بسیار فقیر است. مرتب کردن بر اساس تصور غلط مداوم بین "آنچه که یک انسان می کشد همیشه وجود دارد" (که تقریبا هر چیزی است که برکت و لعنت ما)، و "آنچه که یک انسان باید" (که همیشه باید بسیار کمتر). منظور من در اینجا این است که من در زندگی اعتقاد نه به عنوان نوعی از وزنه برداری مسابقه، که در آن شما همیشه سعی کنید کسی رکورد دیگری برای شکستن. من نمی بینم که راه آن را. من موافقم که رقابت به درجه خاصی، می تواند سالم، اما نه هنگامی که آن درجه از اعتیاد می رسد.
بنابراین من سعی می کنید به گرفتن درس از بستگان من است بسیار جدی و شما باید، بیش از حد. به عنوان مثال، زمانی که من دریافت خانه، پروتکل ورود من همیشه شامل "خوردن، کار زیبایی"، و من بسیار تاکید، تاکید پدر بزرگ، مانند، که من نه واقعا از خیابان (که اغلب به معنای من احساس استرس، خستگی، کثیف، خسته دل، بدبخت، و غیره) تا زمانی که من چیز خوبی برای خوردن داشته اند، و یا، اگر من واقعا گرسنه نیستید، حداقل ساده، نمادین چیزی که در نگرش هدیه به خودم اعطا: "هی، چه روز، عسل است، نه؟ رفتن دستان خود را تمیز کردن. بیا، آن را باعث شود شما احساس می کنید بهتر است. در حال حاضر چیزی برای خوردن داشته باشد. به من اعتماد کن، شما به آن نیاز دارند ". این مانند رفتن به دیزنی لند، من با شما موافقم، اما، قبل از به تصویب رسید این عادت، من به شیرجه رفتن به سمت راست دور به بیشتر واقعا مشغول-چیزهای محدود شد. که خوبه، عسل است. اما نمی سریع می باشد. اند که شکلات است.
"عشق همسایه خود را به عنوان خود"، می گوید: اصل مسیحی. در زمان شتاب زده به ما، متاسفانه، من می ترسم ما اغلب جست و خیز بخش دوم. و این یک مسئله پیش پا افتاده نیست، چون شما می تواند مفید باشد به دیگران قبل از شما ساخته شده ترتیبات با خودتان است. شما می توانید از یک آسانسور به کسی نمی دهد، قبل از اینکه شما باید ثابت ماشین شما!
یادآوری های مورد علاقه خود را به مراقبت از خود، چه هستند؟ چگونه می توانم شما را مقابله با خود را ناشی از "محیط زیست" گناه؟ است که نسبت زرق و برق دار دارید؟
پست های مرتبط:
قفس اگر که براتون اهمیت دارند بفرستید
Nacho و نیروهای اولیه
بهره وری راه اسپارتان
هیچ مشکلی با دمدمی بودن
سحر و جادو از (ژورنالینگ)















































