رفتن به مرکز خرید در روز شنبه دقیقا نظر من جالب نیست، اما این دقیقا همان چیزی است که من در روز دیگر، پیروی از ندای وظیفه است. در هر صورت، این تجربه بسیار ارزشمند به عنوان یک تجربه جامعه شناسانه بود، در جامعه ما، که در آن همه می رود به همان مکان در همان زمان، جمعیت بسیار زیبا جمع آوری شده وجود دارد، رودخانه ها از مردم از طریق سالن، تا حد زیادی به دید که من در خلق و خوی علمی من بود وجود دارد.
من هرگز قبل از آنچه را گسترش می خواهم که توجه ما را به دو قسمت تقسیم کرد. همه چیز توطئه علیه یک ذهن متحد، همه چیز فلش، وزوز، پراکندگی است. رعایت انسان شخص من وجود دارد (که به من و من می دانم که من عجیب و غریب در اینجا جالب تر از مصرف عصبانی بود)، من توجه خود را متوجه بخش های زیر به طور همزمان (به طور معمول تنها بگذرونم کردن، اما، مثل من گفت، من در یک حالت علمی):
- آگاهانه در حال تماشا: مراکز، شکی نیست در مورد آن وجود دارد، فضای مدرن تعامل هستند. برخی از افراد حتی آنها را جدید معابد. بسیاری از مردم به آنجا فقط به احساس که آنها بخشی از چیزی است. تماشا و در حال تماشا است نقش مهمی را در چرخه زندگی در بازار است. شما به سادگی به دست آوردن چیزهایی که شما تماشا و دریافت ایده ها، نمونه های مجموعه ای و سوابق، سرندیپیتی به نفع ... در داخل معبد، آن را قابل قبول است به تماشا و در حال تماشا است. ما همه برادران در مصرف تبدیل شده است.
- توجه پراکنده های مختلف به عنوان آنها ممکن است، یک مرکز است که همیشه به نوعی از گنبد که در آن شما با بار شدید محرک را بمباران کردند. توجه محسوس است در خطر است، و بسیاری از خلاف نیروهای مبارزه برای جلب توجه ما در همان زمان، با استفاده از هر منبع در دست: رنگ چشمک می زند، muzak، مرد در یک دست کت و شلوار، خودرو را در بالای یک ستون ... و از همه مهمتر این : و غیره.
- پیاده روی: واحد اساسی جنبش، از نقطه A به B، با استفاده از هر دو جایگزین پاها می شود مسدود، detoured یا تحریک توسط مرکز معماری دائمی و زودگذر است. مصرف کننده نشان می دهد همه نوع از نامشخص مکث، اثرات غیر قابل پیش بینی برای واکر همکار.
- محرک جانبی: از آن آسان است را در یک بازار شلوغ هم برخورد می کنند. شانس هستند شما معمولا راه رفتن جلوتر است، اما شما می توانید قبل از دست رفته عمل اتفاق می افتد در تمام آن دسته از ویترین مغازه های جانبی می میرند. به عنوان یک نتیجه، گام در یک جهت و چشم در دیگری می رود.
- قطار خود اندیشه است. و در عین حال، شما آن را باور؟، برخی از مردم هنوز هم به فکر خود را، علاوه بر به بقیه. یا یک تکه از تفکر حداقل. شما می توانید آن را در چهره خود را بخوانید. این حالت معمولا طول می کشد بسیار کمی است، اما معرفی یک عامل عدم قطعیت در این معادله است.
ترکیبی از این عناصر تولید سبک راه رفتن معمولی، و نیز اثبات تطبیق پذیری از ذهن انسان، که می تواند مجرد، سریال، فرآیندهای مانند لیزر (100٪ توجه متمرکز بر یک جهت) را اجرا کنید، و همچنین به طور همزمان، موازی ، بی نهایت مرکب از اتم یا ذرات ریز کردن آنهایی که (مثل اینجا). شاید شما یک حیوان بازار و این پست احساس شما مانند تلاش برای آموزش پیانو بتهوون، اما فراموش نکنید که چیزهایی که ما بیشتر استفاده می شود، دقیقا به آسانی فراموش ...
چگونه می توانم احساس شما را در مورد آن "معابد"؟ آیا شما (واقعا) آنها را دوست؟ آیا شما آنها را وارد کنید با یک برنامه از پیش تعیین شده (و به آن پایبند باشید)؟ و یا شما فقط خودتان را بروید؟ هر گونه جایگزین فضای عظیم اجتماعی؟
پست های مرتبط:
بزاق ذهن
تغییر بزرگ: از ذهن / ماده به ذهن / تصویر
هیچ مشکلی با دمدمی بودن
برای رد این است که در آغوش
با کلیک کردن دکمه ها از ذهن


















































