در اینجا یک داستان در مورد تفاوت بین کارایی و اثربخشی است. چند تابستان پیش، من صرف چند روز با خانواده ام در ساحل. یک روز صبح، من به بالکن رفت و نسبت معینی از من، بسیار هوشمند، که بود بر روی یک دسته از یادداشت ها متمرکز شده است.
پشتکار، از او خواستم آنچه که او انجام شده بود. او یک روزنامه را در مقابل او بود، و او به من گفت که او در تلاش بود به "اطلاع" است.
من در یادداشت های خود نگاه کرد و وحشتناک بودند. آن روز که در آن افغانستان، پس از طالبان توسط ایالات متحده جاروب شده بود، کرزی به عنوان رئیس جمهور جدید خود را برای دریافت آماده شد. این جمله، در یک خط، خلاصه تمام آنچه که او را به کل یک صفحه کوچک، نوشتن وسواس کهنه بود. واقعا غم انگیز بود برای دیدن، در یک فرد بالغ از نظر بیولوژیکی، از جمله عدم توانایی برای تشخیص ضروری از لوازم جانبی است. هر شهر یا مکان ذکر شده در این مقاله، هر دست نشانده اداری، هر سخنگوی احتمالی، ورود خود را داشتند، با کلمات از این روزنامه نگار را یک به یک تکرار، مانند برخی از انواع ترنجبین است که به طور ناگهانی ممکن است احساس در برخی از نقطه.
فکر شده بود تمام اطلاعات موجود در مجله به عنوان به همان اندازه مربوط است. درمان برای این از بستگان من، به معنای "خوردن یک فیل، یک قسمت در یک زمان"، به عنوان یک تمرین خالص اراده "شدن آگاه"، بدون کمترین رابطه با زندگی خود، و که بسیار دردناک به شهادت بود. فاقد حداقل اثری از زندگی است. هنگامی که او به پایان رسید با مقاله افغانستان، او در نظر گرفته شده و درمان به کل مجله، اما خوشبختانه او البته، هرگز.
چیزی نیست که من در آن لحظه بیشتر از آنکه کمک کننده و توضیح برخی از این چیزها دوست داشت، اما، sorrily، این نسبت از ترکیب کشنده (جهل + تکبر) رنج می برد، بنابراین من به سادگی از آن تراس دور، کمی عاقلانه تر و غمگین، منتظر است که راه درک "مسئولیت" به مرگ به مرگ طبیعی خود، که آن را به زودی انجام داد، و با سر من پر از افکار در مورد ماهیت یادگیری و انواع نامحدود در طبیعت انسان است.
آموزش است به لذت است. نه لزوما آسان است، اما سرگرم کننده است. صعود به کوه را می توان زحمتکش، اما شما لذت بردن از ورزش، پیش بینی خود را از این دیدگاه، این دیدگاه را به شما وجود دارد. شما تجربه کامل فقط به این دلیل شما احساس خجالت یا گناه داشتن نه صعود کوه هنوز انجام نیست.
علاوه بر این، حتی زمانی که یک نقطه وجود دارد که شما همیشه برای به دست آوردن بهترین ابزارهای موجود را امتحان کنید. در آموزش: ترفندهای حفظی، سوالات پوچ، میانبرهای صفحه کلید، تکنیک های تجسم، هر چه. کسانی که نوت بوک مقعد کهنه با نوشتن، کوچک در یک تک رنگ می تواند برای همیشه لطفا برای زندگی، روزنامه ها و یا حتی افغانستان، از تو متنفر است.
فکر می کنم که این چه بسیاری از مدارس انجام، زمان: تمام شادی، لذت و خلاقیت استخراج آنها از یادگیری (اگر آنها آن را انجام بر روی هدف و یا بحث طولانی ممکن است نه باز کردن)، و بسیاری از قربانیان آن بیش از آن دریافت کنید هرگز. شاید برخی از چیزهایی که فاسد شده در چند روز ما ممکن است با بهره گیری برای ما. من می خواهم به آن راه است که فکر می کنم، حتی اگر تنها این پست را با یک نکته ی مثبت را به پایان برساند.
آیا هر یادگیرنده صنعتی از این نوع را می شناسید؟ آیا شما متاسفانه خود را در چیزی از موارد فوق را به رسمیت؟
پست های مرتبط:
آموزش سلامت وضعیتی از کودکان
خواننده باجاده صاف کن جاده را صاف کردن نمی باشد.
کلید، اگر شما از من بپرسید ...
آیا اینترنت تنها است؟
چگونه خوش بینانه با تلاش بسیار کمی را برای تبدیل شدن به



















































سلام Nacho
من اعتقاد دارم که یادگیری یک سرگرمی است، ما فقط در مورد مسئولیت و یادگیری به عنوان چیزی که ما باید انجام دهیم این گفته شد، و با آن سحر و جادو رفته بود.
این پست من را به یاد یک ترانه در شیلی به نام "خاطرات لحظات با تو لس" توسط لس Blops "(از 70)
"NOS hablaron UNA vez cuando niños
Cuando لا ویدا SE muestra entera
رای ال futuro، رای cuando گراند
هی murieron بله، لس خاطرات لحظات با تو
Sembraron ASI سو semilla
Y tuvimos miedo، temblamos Y EN esto
fue NOS سه لا ویدا "
به ما گفتند یک بار هنگامی که کودکان
هنگامی که زندگی خود را نشان می دهد
آینده، در حال رشد
لحظه ها می میرند وجود دارد
آنها افشانده شدن دانه خود را
و ما ترس، لرز و در این
زندگی ما رفته بود "
(این بهترین ترجمه نیست اما این ایده نشان می دهد)
من دوست دارم یادگیرنده "صنعتی" مفهوم من دیده ام خودم را، اما خوشبختانه من یکی از آنها نیست، در واقع، من می خواهم بیشتر در سمت تنبل از این واجد شرایط
رائول
هی رائول،
با تشکر از شما برای به اشتراک گذاری، آهنگ زیبا و غمگین (من فقط به آن گوش به سحر و جادو از اینترنت). من به طور کامل با انعکاس خود را موافق است، و من فکر می کنم که همه ما کنجکاو هستند اما کنجکاوی برخی از مردم، که من در این پست به ذکر است، از مدرسه بهبود هرگز. چنین یک موسسه معمولا ملزم به شما در مورد چیزهای غلط در حال حاضر اشتباه یاد بگیرند. من فکر می کنم همیشه باید انتخاب کنید چه چیزی را یاد بگیرند، در غیر این صورت آن را "وظیفه" می شود، و این ترس ها و "روز از فردا" چیزی که وارد میدان می شوید
با تشکر برای به اشتراک گذاری است.