"من با آن هستم. من تعجب می کنم که ذهن بیمار می تواند تصور کند که من مسئول این جهان هستم، و چگونه چنین ایده مزخرف می تواند تبدیل شده اند چنان محبوب شده است. من می توانم فشار را تحمل نمی و من نمی توانم اجازه می دهد که برای چیزهایی که مسئولیت من هرگز سرزنش، بنابراین من تصمیم به کنار گذاشتن بی طرفی سنتی و سعی و کوشش من برای یک دقیقه برای رسیدگی به چنین انتقادات ترسو، یک بار و برای همه است.
من هیچ چیز حکومت کنند. من ساز برچسب. و من بسیار خوب من چی کار کنم. پس جهان در حال خراب؟ متاسفم که این را شنیدم، اما هیچ یک از کسب و کار من: وانمود کنم که من در کنترل هر چه هستم، مثل این است که دادن یک پسر یک چنگال و درخواست از او برای قرار دادن (یا ایجاد) در آتش است. من هیچ چیز برای انجام این کار با آتش: من فقط انجام محاسبات ریاضی است.
دستور عمل من، که من چی کار کنم. در هر کجا که آمده است. من سوال کنید، من فقط خدا را شکر به چیزی برای انجام این کار است. تصمیم گیری جای دیگری است. به عنوان مثال: سه بچه شما پریدن بیرون از در یک گوشه. برادر راست من است، بهتر است در اعمال از من، که طول می کشد مسئول است. یا شاید مارمولک کوچک که در هیپوتالاموس می خوابد، و یا ترکیبی از هر دو آنها است. 1 کسانی که شرایط مرا باور، من هرگز مشورت و آن است که چون من می تواند اطلاعات زیادی در مورد فلسفه رواقیون، وظیفه شناسی، و پساساختارگرایی آموزش به منظور بهبود عملکرد است.
تصمیمات گرفته شده در جای دیگر. پس دفعه بعد که شما گوش کسی گفت آن است که حکومت جهان، با دقت تماشا کنید که صحبت بیشتر از شما کسی که در تلاش است تا شما را از چیزی منحرف کردن اذهان است. من می توانم در یک چیز لعنتی رد نمی کند. من بیش از حد مشغول مسائل، هر چه از آن است که: من می توانم از کارآمد ترین اتاق گاز و یا طراحی یک برنامه عالی برای از بین بردن گرسنگی در جهان در سه سال ساخت. در خدمت شما است.
و حالا آن را ضرب کنید، من از همه چیز را به انجام انبوه ...
پست های مرتبط:
آهنگ های مغز ... نه چندان عمیق، لطفا!
کسانی که "مغز چپ حرکت" اسکریپت ...
"خوب، پس من خودکشی"
اولین بار: هیئت مدیره تحسین من
پادشاه از تصورات غلط در مورد مغز



















































سلام Nacho
که بسیار خنده دار بود! من چندان در مورد مغز نمی دانم، حتی اگر گمان می کنم (یا به طوری که آنها می گویند)، اما من باید اعتراف که من فکر می کنم (من مغز بعد از همه!) است که تصمیم گیری از چپ ساخته شد طرف.
مفهوم من این بود که در سمت چپ، کارگر منطقی و سخت بود، در حالی که در سمت راست هنرمند تنبل بود، و ما گمان در سراسر زندگی مبارزه برای به دست آوردن آنها را به عنوان یک تیم با هم کار کنند
با این پست من با فرض اینکه شما به کار بیشتر به سمت چپ به تجزیه و تحلیل معنا در حالی که در سمت راست خواب حفظ خواهد شد (که تنبل الاغ!)
رائول
سلام رائول،
گاهی اوقات من تقریبا قطعی است که من بیش از حد مغز است، بنابراین من می دانم که دقیقا چه شما احساس می کنید
به طرح خود را از هر دو مغز، من می خواهم برای اضافه کردن که گذشته و آینده اختراع مغز چپ، زندگی راست مغز در حال حاضر خالص، در راه آن است که خواب نیست، بلکه خواب، که خواب خود را ... کمی از 'داستان فیزیولوژی، ولی من دوست دارم به مغز راست فکر می کنم به عنوان کسی که می آید با "اگرها" (چه می شود اگر یک ابرقهرمان لباس پوشیدن و مانند یک خفاش، وجود دارد چه می شود اگر ما حذف شده است که دیوار را به آشپزخانه گسترده تر، چه می شود اگر ما مخلوط زرد و آبی)، و سپس سمت چپ مغز، کارآمد unimaginative، گسترش می یابد، چیزهایی می دهد و آنها را انسجام است.
از سوی دیگر، بخش چپ مغز / راست مغز خود شده توسط مغز چپ، که دوست دارد برای طبقه بندی اختراع شد! مغز از جمله رمز و راز بی پایان است ...
من خوشحالم که پست شما لذت می برد. با تشکر از شما برای به اشتراک گذاری است.