خون آشام های وبلاگ
آه، که زرق و برق دار احساس زمانی که شما در پیدا کردن یک وبلاگ جدید و پس از خواندن چند پست در ترس شما می دانید که می خواهید به غارت آرشیو کل، تقریبا بدون آنکه متوجه شود. (ادامه ...)
آه، که زرق و برق دار احساس زمانی که شما در پیدا کردن یک وبلاگ جدید و پس از خواندن چند پست در ترس شما می دانید که می خواهید به غارت آرشیو کل، تقریبا بدون آنکه متوجه شود. (ادامه ...)
پس از دو سال وبلاگ نویسی شدید، من با افتخار اعلام اولین مجموعه از مقالات وبلاگ را در قالب کتاب است. خانم ها و آقایان، در اینجا آن است عصب از Zerebria. (ادامه ...)
"یک مرد باید مایل به دیدن چیزی که او را دوست دارد ناپدید می شوند، و در عین حال با محبت آن را" چند بار من به این جمله برگزار شد، رو به (ادامه ...)
یکی از اشکالاتی از نوشتن در مورد رشد شخصی است که یکی می نویسد: خارج از آنچه که زندگی، به طوری که بعضی چیز ها غیر قابل چشم پوشی می شوند (ادامه ...)
خولیو Camba مشهور اسپانیایی بحر العلوم نویسنده مقاله، که آثار شاید برای آیندگان ذخیره شده با توجه به (ادامه ...)
این وبلاگ فروتن من به تازگی برای بار دوم در وجود آن اعطا شده، این بار با جایزه چند منظوره بلاگر، اذعان به وبلاگ که در مورد مسائل مختلف متمرکز شده است. دریافت جایزه این دو لذت برای من، چون من فکر می کنم تخصص شدید، بسیار ناسالم، و من با تمام قدرت به مبارزه با آن است.
گناه امتیاز این جایزه مانند با گیلاس در بالا می رود، به رائول Ojeda، از شبح بیگانه است. در حال حاضر، چه می توانم بگویم. یک نظریه با توجه که همه شما نیاز دارید که برای رسیدن به موفقیت در هر زمینه ای است که با داشتن، من عدد را به یاد داشته باشید وجود دارد، من فکر می کنم 9 مومن و پیروان وفادار (ایده این است راه را برای دیگران باز می کنند و سپس با گلوله برف زدن توسط خود را می رود). خوب، من قطعا یک بخش از این فرمول در رائول، اما موفقیت از هم جدا، احساس واقعا خوبی در این دنیای عجیب و غریب از ما است که بدانیم که چیزی را واقعا باعث تفاوت برای کسی (حتی می گویند که تعریف شخصی من از تحقق). بنابراین شما زمان بیشتری را در یک لیست طولانی مدت تشکر کنم، رائول، من خوشحالم که شما وجود دارد.
(با تشکر جهت مشاهده فرم خرید نیز به هر کس دیگری که وقت برای خواندن این طول می کشد، من می دانم شما وجود دارد حتی اگر شما یک کمی بیشتر نامرئی است
)
در حال حاضر برای قوانین این جایزه است. این زمان تنها دو وجود دارد:
1-گفتن 7 چیز در مورد LIL "OL" مرا مخاطب می شود، برای من بهتر است.
2-گذراندن این جایزه به یک وبلاگنویس دیگر چند منظوره است.
پس شروع کنیم. نام واقعی من، Loretta است. هاهاها. ام، نه، به طور جدی:
1 من یک بار تقریبا توسط یک گاو نر کشته شدند
من تا به حال برای یک روز زیبا از طبیعت با خودم به این کشور رفته است. پس از مدتی راه رفتن در امتداد یک جاده، من از آن خسته می شدند، به طوری که بیش از یک حصار شروع به پریدن کرد، به بررسی زمینه های فوق العاده سبز در طرف دیگر. پس از مدتی، من تشکیل صخره ای، و صرف بخشی از شب وجود دارد، خواندن و فکر کردن. سپس من به بازگشت به شهر آماده کردم.
عبور از میدان دیگر، نزدیک شدن دوباره به جاده، زمانی که من در فاصله متوجه گاو که به نظر می رسید مبهم به من نگاه. عجیب و غریب، من فکر کردم، و شروع به قدم زدن. من در نقطه دوباره نگاه کردم و دیدم گاو در واقع واقعا به من علاقه مند بود؛ فراموش چمن، از آن سر خود را افزایش یافته بود و به نظر می رسید نوع هشدار است. من حفظ راه رفتن. وقتی که نگاه کردم دوباره روشن شد آن بود که یک گاو است. غیر ممکن برای فراموش کردن است که در 400 کیلو فله عنوان آن را با چهار دست و پای خود را در هوا ضربه، در حال اجرا به طور مستقیم به سمت من در دور دست است. از راه دور به سرعت کاهش می یابد.
من هرگز نمی دونستم من می توانم فرار کنی (دور بشی) بسیار است. آن یک حیوان بسیار بود، لحظه ای بسیار اولیه است. من تا به حال افکار، بدون انتظارات، من فقط در حال اجرا خود من است. من به حصار رسید سالم و ساخته شده و بقیه راه gasping مانند ره به جایی نبرد. چیزی است، با توجه به سرعت های مربوطه، در واقع من باید نوشتن این خطوط در حال حاضر است. چرا من؟ ذخیره؟ حدس من این است: به عنوان یک دره کوچک بین من و گاو وجود دارد، شاید، زمانی که آن را به ته دره رسید، آن را نزد من را از دست داد و در مورد همه چیز (و نه تفسیر بسیار آگاهانه را فراموش کرده، من اعتراف آن، از یک پسر شهر که اشتباهات گاو و گاو
).
2-من یک بار یک کیک در صورت پرتاب
این جشن تولد دوستم جبرئیل بود. ما با داشتن تنقلات معمولی، و کسی که پیشنهاد ما بازی ایجاد خنده است. نوبت من بود، جبرئیل بود برای انجام کارهای به من بخندی و من مجبور بودم خودم را نگه دارید به عنوان یک قبرکن جدی است. جبرئیل بسیار سخت در تلاش بود، در یک لحظه خاص، او را از جدول کیک تولد گرفت و برخی حرکات به عنوان اگر او به آن را در صورت من پرتاب شد. سپس به من گفت: "شما دل و روده ندارد. سپس جبرئیل در زمان شمع کیک، است و آخرین چیزی که به یاد دارم.
گفت که در مقابل همه بچه ها، چیزی که من فکر می کردم؟ من حدس می زنم یک غذای آماده برای کسانی که با کودکان نوجوان وجود دارد: آیا شما به آنها چیزی شبیه به آن است. همیشه.
3-من که قرار بود به عنوان یک گیک، اما مشکلی در طول راه رفت
من در شرف مطالعه آن بود، اما پس از آن من برای روانشناسی در آخرین لحظه به رهبری است. من یک دسته خوب سال های گیر کرده به صفحه نمایش کامپیوتر را خرج کرده اند، اما یک روز ناگهان همه علاقه برای این مسئله به مدت پانزده سال از دست داده است.
حالا من کمی به عادات قدیمی (به دلیل قوانین لینوکس!)، اما آن را مانند وقتی که یک جوش استخوان شکسته است، و شما می دانید شما می توانید آن را دوباره استفاده کنید، اما شما می دانید آن را مانند قبل نیست. این دگردیسی نیمه من برخی از مزیت ها و مشکلات بیش از حد: حرفهایها واقعی ها به نوعی ناامید وقتی روی زمین افتادم واگن در وسط توضیحات خود را، در حالی که غیر حرفهایها من گاهی اوقات بیش از حد پیچیده، غامض، (من باید بگویم که این نوع وضعیت راه میانه در زمینه های بسیاری از زندگی من).
4-من سر من ریش تراشی دوره ای
مو من همواره درد در الاغ، چرا که هر منطقه در یک مسیر متفاوت رشد می کند و من واقعا نمی زمان با تمرکز بر روی آن. برای تسکین خود من (و آرایشگری)، من یک راه حل کامل در 2 دوره "تراشه است. حقیقت این است که اضافی، تر شوم دلیل برای این وجود دارد: من متعلق به یک سلسله طولانی از مردان طاس. تراشیدن سر در یک دوره ای کمتر دردناک من از ورود به طاسی است. اوه، و هنوز وجود دارد یکی از دلیل های اخیر به عنوان یک حرکت نمادین از تحسین نسبت به راهبان بودایی. قطعا وجود دارد سمت راهب در داخل از من است.
5-من متعصب ادبیات
من به جرات می گفت من تمام نویسندگان مهم از سنت های مهم ادبی (به عنوان مثال انگلیسی، اسپانیایی، فرانسوی، آلمانی و روسی)، علاوه بر این، البته، بسیاری دیگر. به عنوان یک شخص بسیار وابسته به شنوایی است، این کتاب در حال حاضر حق قابلیت گاهی اوقات من با توجه به بیان می کند که من تماس داشتن، جرات است. تو همان زمانی که شما از یکی از آن لحظات بازگشت. هی، من دوست دارم داستان. من عاشق شعر است.
متاسفانه، این منطقه به نظر می رسد در دوره "آیش" در حال حاضر شاید به خاطر دیروز زیاده، من احساس نمی مجبور به خواندن داستان تا آنجا که من استفاده می شود، و من نمی خواهم به زور آنرا به دلیل آن را باید لذت. دوباره که آن را. در هر صورت، من هنوز هم با تمام کسانی که کتاب های من زندگی می کنند، من آنها را حمل به اطراف، احکام هستند که همراه من هر جا که من مانند خالکوبی وجود دارد.
عصبانی 6-یا ناراحت؟
غم، بدون شک. گاهی اوقات حتی یک voluptuousness خاصی در غمگین بودن است. و خشم است که معمولا ناشی از ترس، در راه آن است که غم و اندوه در لباس مبدل، به طوری دشت غم است حداقل صادقانه است. (البته این نوع از تعمیم همیشه خطرناک است، گاهی اوقات، پانچ خوب بر روی میز، در لحظه ای مناسب ...)
7-چگونه می خواهید به یاد می شود؟
من می خواهم نیست. من آرزو می کنم به سرعت به فراموشی سپرده شود. منظورم این است که چه چیزی استفاده است؟ شاید از آن است که چون من همیشه احساس می کنم یکی از عجیب و غریب در حزب هستم. مهم نیست که من چی کار کنم، به نظر می رسد همه به من متوجه است. من سعی می کنم به مانند دیگران، بخشی از اراذل و اوباش باشد، اما آن را تنها نمی آیند به راحتی. گاهی اوقات من مهم نیست، اما گاهی اوقات از آن می شود بسیار خسته کننده است.
اما با وجود آن، من مایل به پشت سر من ترک کار برخی از نوع جامد، چیزی مفید و ساده است که باعث بهبود زندگی انسان های دیگر هموطنان در سیاره من است. چیزی که زمانی که آنها در آن نگاه کنید، افراد می توانند فکر می کنم یک انسان، با احساس غرور.
وای، چه پایان صدای بلند. این همان چیزی است که اتفاق می افتد زمانی که شما کسی را ملزم به نوشتن که. می تواند از آن شده اند فقط 3 یا 4 چیز؟ و من هنوز مجبور به انتخاب همه کاره وبلاگ نویس من ...
من مشکل مشابه عنوان قبلی تعلق می گیرد، بسیاری از وبلاگ من لذت ببرید اشتراک گذاشتن این تطبیق پذیری (مانند قبل از من گفت، پیدا کنم تخصص بسیار خوبی برای پیچ است، اما نه برای انسان). من سوزان است دبورا را انتخاب کنید پیچهای تودرتوی و بازتاب ، به دلیل نام وبلاگ خود را اعلام نیت به نفع تنوع، برخی از منافع خود را بسیار نزدیک به من، و من می خواهم راه شجاع که در آن او ناراحت کننده و یا سیاسی مواجه است مسائل نادرست هنگامی که او احساس می کند او باید، بدون تلاش برای پنهان کردن یا زینت دادن.
که همه، دوستان من، از شما سپاسگزارم به کسانی از شما که این دور در این پست طولانی مدت رسیده است، و ما یکدیگر را در طول مسیر ![]()
بهشت مجله ، وبلاگ های اریک Watermolen در توسعه شخصی است، به تازگی از طریق تغییرات عمده، بزرگترین آن که در این وبلاگ در حال حاضر توسط نویسندگان دیگر به همکاری گسترده باز بوده است. به عنوان خواننده به مدت طولانی از وبلاگ اریک، (ادامه ...)
قانون جاذبه، در روندا بایرن " راز ، تأکید دارد که ما را جذب آنچه که ما فکر می کنم، بنابراین ما باید تصاویری از آنچه ما می خواهیم، جعل به جای پر کردن ذهن ما نیست، نه آنچه باید باشد، حیف است، و غیره ظاهرا، جهان تا حد زیادی ( بیشتر ...)
در سن از 38 سالگی، بعد از یک کار درخشان به عنوان یک سیاستمدار و مذاکره کننده، میشل Eyquem د Montaigne بازنشستگی از زندگی عمومی در این کشور زندگی می کنند (به خاطر داشته باشید که در قرن XVIth زندگی انسان کوتاه تر بود). رایگان از تمام مشکلات، او خودش را اختصاص داده به نوشتن خود مقاله ( ادامه ...)
اوه، من به آن را دوباره تکرار کرد: رائول Ojeda پر شور وبلاگ میزبان از دیروز که به ظاهر میهمان قدیمی LIL من ( ادامه ...)